درس پانزدهم

معرفی یکی از جملات فرعی
Wenn-Satz

این کلمه به معنای "اگر" و یا "زمانی که" به کار میرود مانند:

Die Leute gehen zum Artz ,wenn sie eine Grippe haben.

مردم به دکتر میروند اگر(زمانی که) سرما خورده باشند

نکته مهم:

در تمام جملات فرعی N.S فعل اصلی که در جایگاه دوم قرار داشته بدون تغییر به آخرین قسمت (Am Ende) جمله میرود.

نکته مهم :

همیشه بعد ازwenn فاعل قرار میگیرد و بعد از آن تمامی اجزاء جمله بدون تغییر مکان آنها و در آخر فعل جمله

در صورتی که جمله فرعی برای تأکیدکردن (betonen ) بخواهد اول بیاید و سپس جمله اصلی بیاید، میبایست در جمله اصلی جای فعل و فاعل عوض شود و بقیه جمله به همان صورت نوشته شود مثال:

اگر شما موهای چربی دارید ، استفاده کنید شما از شامپوی گیاهی

Wenn Sie fettiges Haar haben, verwenden Sie Pflanzenshampoo

+ Geschrieben 5 Nov 2010 je Stunde 9:43 Durch Hadis | eins Meinung
گرامر(14)grammatik
در زبان آلمانی دو نوع جمله وجود دارد :
۱.جمله اصلی یا Hauptsatz که با نماد H.Sنشان داده می شود.جمله اصلی تشکیل شده از فاعل، فعل و مفعول و گاهی بقیه اجزاء جمله مثل قیدها .

۲.جمله فرعی یا Nebensatz که با نماد N.Sنشان داده می شود.جمله فرعی در واقع یک جمله کامل تشکیل شده از فاعل و فعل و بقیه اجزاء جمله می باشد که به جای مفعول یا فاعل جمله اصلی می آید.

کلماتی که میتوان با آنها جملات N.S ساخت عبارت اند از: daß- weil

daß-satz

این کلمه به معنای "که" و برای گفتن ادامه داستان به کار میرود مانند:

او گفت، که او تنها در جزیره نیست er sagt,daß er nicht allein auf der Insel ist

همیشه قبل از daß باید "،" قرار دهیم.

در مواقعی که میخواهیم نقل قول کنیم با استفاده از daß-satz ، باید توجه داشته باشیم که پس از نقل قول فاعل جمله به سوم شخص تبدیل میشود و به طبع آن فعل جمله فرعی نیز مطابق فاعل عوض میشود یعنی

ich:er /sie /es

wir : sie

ihr : sie

هنری گفت : من تب دارم ."Henri sagt:"Ich habe Fieber

هنری گفت که او تب دارد Henri sagt,daß er Fiber hat

نکته مهم:

در تمام جملات فرعی N.S فعل اصلی که در جایگاه دوم قرار داشته بدون تغییر به آخرین قسمت (Am Ende) جمله میرود.

weil-satz

این جمله فرعی وقتی می آید که بخواهیم دلیلی را ذکر کنیم و به معنای "زیرا " میباشد

همیشه قبل از weilباید "،" قرار دهیم.

در واقع weil-satz در جواب warum? می آید

Warum kommt sie nicht heute? Sie kommt nicht heute ,weil sie Fieber hat.

چرا او (دختر) امروز نیامده است؟ او امروز نیامده است زیرا او تب دارد

نکته مهم :

هیشه بعد ازdaß و weil فاعل قرار میگیرد و بعد از آن تمامی اجزاء جمله بدون تغییر مکان آنها و در آخر فعل جمله .

+ Geschrieben 26 Oct 2010 je Stunde 11:15 Durch Hadis | 2 Meinung
گرامر(13)grammatik
انواع صفات و طریقه مقایسه با آنها

در زبان آلمانی دو نوع صفت مقایسه ای داریم:

۱-صفت ساده positiv

۲-صفت تفضیلی یا برتر komprativ

۳-صفت برترین superlativ

۱-صفت عادی :

تمام کلماتی که به نوعی توصیف گر اسم باشند صفت محسوب میشوند:

مثل schön

 

۲-صفت تفضیلی

برای ساختن این نوع صفت از فرمول زیر پیروی میکنیم

Adjektiv + er

مثل schöner

 

۳-صفت برترین

از دوطریق میتوان این صفت را ساخت

artikel + adjektiv + (e)ste + substantiv

die schönste Tochter

die Schlechteste Tochter

am + adjektiv + (e)sten

am schönsten

am schlechtesten

طریقه مقایسه کردن :

وقتی دو مورد مورد مقایسه با هم برابر هستن

so + adjektiv +wie

Shiraz ist so schön wie Esfahan

شیراز مثل اصفهان زیباست(به اندازه اصفهان زیباست)

وقتی یکی از دو مورد مورد مقایسه ، دارای صفت قوی تری است، یعنی از صفت موجود در جمله بیشتر داره(صفت برتر)

adjektiv +als

Shiraz ist schöner als Esfahan

شیراز زیباتر از اصفهان است

وقتی مورد مورد مقایسه در صفت رتبه اول است

artikel +adjektiv +(e)ste + substantiv

Shiraz ist der schönste Stadt

شیراز زیباترین شهر است

am +adjektiv +(e)sten

Shiraz ist am schönsten

شیراز زیباترین است

+ Geschrieben 28 Aug 2010 je Stunde 19:13 Durch Hadis | Ihre Meinung
افعال انعکاسی Reflexiv Verben
افعالی هستند که قبل از شکل مصدری خود کلمه sich را دارند. مثل: sich waschen, sich wünschen
این افعال میتوانند به صورت مفعول بدون واسطه Akk و یا مفعول با واسطه Dat باشند.

ضمائر انعکاسی:

Dat

Akk

 

mir

mich

ich

dir

dich

du

sich

sich

er/sie/es

uns

uns

wir

euch

euch

ihr

sich

sich

Sie/sie


وقتی

وقتی برای بار اول از اسمی حرف می زنیم

بدون آرتیکل null- Artikel:

برای اسامی عام به کار می رود.

وقتی مقدار مشخص نیست

2.صفت های غیر قابل صرف Prädikatives Adjektiv : صفتهایی که مختوم به آ(A) هستند و تنها می آیند (با فعل seinهمراه هستند)

نکته:

ترتیب قرار گرفتن صفت ها نسبت به تأکید بیش تر است و هر چه تأکید روی صفتی بیشتر باشد قبل از بقیه صفت ها می آید.

نکته:

جای صفت در جمله قبل از اسم است.

+ Geschrieben 25 Apr 2010 je Stunde 20:40 Durch Hadis | archivierte Kommentare
گرامر(9) grammatik
امری Imperativ

 

در همه زبان ها معمولا هنگامی جمله امری به کار میبریم که فرد مورد نظر حاضر باشد .

علامت جمله امری ! می باشد.

در زبان آلمانی هم ما به 3 گروه از افراد می توانیم امر کنیم.

تو du

توها ihr

شما (جنابعالی) Sie

قواعد امری کردن جمله:

هنگامی که به تو یا du امر می کنیم باید موارد زیر را اجرا کنیم:Du arbeitest jeden Tag .

ابتدا فعل را برای صرف میکنیم Du arbeitest

سپس آخر فعل را حذف کرده Arbeitest – est = arbeit

و درپایان خود فاعل را حذف میکنیم ! Arbeit jeden Tag

Z.B: مثال:

Nimm die Tomaten ! !گوجه فرنگی ها را بردار

هنگامی که به توها یا ihr امر می کنیم : Ihr arbeitet jeden Tag

فعل را برای صرف کرده Ihr arbeitet

و فقط فاعل را حذف میکنیم Arbeitet jeden Tag

Z.B: مثال:

Kauft das Buch für mich ein! !آن کتاب را برای من بخر

و بالاخره هنگام امر کردن بهSie یا شما(جنابعالی) : Sie arbeiten jeden Tag

فقط کافی است جای فعل و فاعل را عوض کنیم Arbeiten Sie jeden Tag .

نکته: معمولا برای این نوع امری از کلمه bitte به معنای لطفا استفاده میشود

 

Z.B: مثال:

Sprechen Sie bitte! !لطفا صحبت کنید

+ Geschrieben 14 Apr 2010 je Stunde 23:41 Durch Hadis | archivierte Kommentare
گرامر(8) grammatik
افعال جداشدنی Trennbare Verben

افعال جداشدنی افعالی هستند که وقتی در جمله می آیند دو قسمت شده و قسمت اول به انتهای جمله هدایت شده و قسمت دوم در جایگاه فعل جمله قرار می گیرد.

مثال z.B

برخاستن، بیدار شدن aufstehen

من هر روز ساعت ۷ از خواب بیدار می شوم ich stehe Um 7 uhr jeden Tag auf

نکته:

بخش قابل صرف این افعال بخش دوم آنها می باشد که در جایگاه فعل در جمله قرار می گیرد.

نکته:

در صورت وجود افعال کمکی این افعال به صورت مصدری ( یعنی اجزاء فعل به هم چسبیده باشد ) به آخر جمله هدایت می شود.

مثال z.B

Die studenten können für vierzehn Tage bücher ausleihen.ü

دانش آموزان می توانند برای ۱۴ روز کتابها را امانت بگیرند

+ Geschrieben 9 Apr 2010 je Stunde 18:29 Durch Hadis | archivierte Kommentare
گرامر(7) grammatik
افعال کمکی یا Modalverben

افعال کمکی ، افعالی هستند که در جمله جای فعل اصلی نشسته و فعل اصلی را به آخر جمله هدایت می کنند.

صرف افعال در زمان های مختلف متفاوت بوده و حفظی است.

 

توانستن

تمایل داشتن

مجبور بودن

اجازه داشتن

بایستن

دوست داشتن

خواستن

 

Können

Wollen

müssen

dürfen

Sollen

mögen

Möchten

ich

Kann

will

muss

darf

soll

mag

Möchte

du

Kanst

willst

musst

darfst

sollst

magst

möchtest

er/sie/es

Kann

Wil

muss

darf

soll

mag

Möchte

wir

Können

Wollen

müssen

dürfen

sollen

mögen

Möchten

ihr

Könnt

Wollt

müsst

dürft

sollt

mögt

Möchtet

Sie/sie

können

Wollen

müssen

dürfen

sollen

mögen

Möchten


Z.B

Sie kann die Texte verstehen

او می تواند متنها را بفهمد

Ich darf nicht fernsehen

من اجازه ندارم تلویزیون نگاه کنم

Sie müssen in die Mediothek gehen

آنها باید به مر

اصطلاحات فوتبالی


دروازه‌بان : Tormann
دفاع/مدافع : Verteidiger
گوش چپ : Linksaußen
گوش راست : Rechtsaußen
فوروارد : Angreifer
کاپیتان : Kapitän
تعویض کردن : einen Austausch vornehmen
بازی کن تعویضی : Austauschspieler
سیستم ۱-۵-۴ استفاده کردن : ein 4-5-1 System anwenden
داور : Schiedsrichter
کمک داور : Schiedsrichterassistent
خط دروازه : Torlinie
پنالتی : der Elfmeter
محوطه جریمه : Strafraum
نقطه کرنر : Eckpunkt des Feldes
دایره وسط زمین : Anspielkreis
نتیجه بازی : aktueller Spielstand
نتیجه نهایی : Endergebnis
پیروزی : Sieg
شکست : Niederlage
برد قاطع : ein deutlicher Sieg
شکست ناعادلانه : eine unverdiente Niederlage
نیمه اول : Halbzeit
برد یک بر صفر : das Spiel eins zu null gewinnen
بازی تنگاتنگ : ein enges Spie
پرتاب توپ به درون زمین : einen Einwurf durchfuehren
شوت : Der Schuss
سانتر : die Flanke
دفع سانتر : die Flanke abfangen
استپ کردن توپ : einen Schuß halten
تیرک عمودی : der Pfosten
تیرک افقی : die Latte
دفع توپ از کنار تیرک عمودی : den Ball um den Pfosten lenken
دفع توپ از بالای تیرک افقی : einen Schuss über die Latte lenken
برگشت دادن (کمانه کردن توپ) : den Ball abprallen lassen
برگشت توپ به وسیله دروازه‌بان به داخل بازی : der Abstoß
خطا : das Foul
خطای عمدی : ein vorsetzliches Foul
مصدومیت : Verletzung
درمان در زمین بازی : auf dem Spielfeld behandelt werden
به بیرون زمین برده شدن : mit der Tragbahre weggetragen werden
سوت شروع زدن بازی : das Spiel anpfeifen
سوت پایان بازی : das Spiel abpfeifen
زمان اضافی : Nachspielzeit
پنالتی دادن : einen Elfer geben
اخطار دادن : einen Spieler ermahnen
کارت زرد یا قرمز را نشان دادن : die gelbe oder rote Karte ziehen
اخراج کردن یک بازیکن : einen Spieler ausschließen
نشان دادن افساید : ein Abseits anzeigen
از دست دادن پنالتی : einen Elfer vergeben
تعویض شدن به درون بازی به جای بازیکن ایکس :
für Spieler X eingewechselt werden
تعویض شدن و خارج شدن از بازی : ausgewechselt werden
گول زدن دروازه‌بان : den Torhüter täuschen

کلمات ساده ۲

arbeiten کار کردن
bekommen گرفتن، به دست آوردن
bleiben ماندن، نگه داشتن
brauchen نیاز داشتن، محتاج بودن
bringen آوردن، هدیه دادن، حمل کردن
denken فکر کردن، اعتقاد داشتن
essen خوردن
fahren راندن، رفتن، مسافرت کردن
finden پیدا کردن، کشف کردن، عقیده داشتن
fragen پرسیدن، جویا شدن
geben دادن، عطا کردن، هدیه کردن
gehen رفتن، قدم زدن، حرکت کردن
gehören تعلق داشتن، مربوط بودن
glauben تصور کردن، اعتقاد داشتن
haben داشتن
heißen نام گذاری کردن، دستور دادن، معنی داشتن
helfen کمک کردن، پشتیبانی کردن
hören شنیدن، گوش دادن
kaufen خریدن
kennen دانستن، آشنا بودن با
kommen رفتن، اتفاق افتادن
können توانستن
lassen اجازه دادن، ترک کردن
laufen دویدن، قدم زدن، عمل کردن
legen قرار دادن
liegen قرار گرفتن، دراز کشیدن
machen ساختن، انجام دادن
mögen دوست داشتن، خواستن
müssen مجبور بودن
nehmen گرفتن
sagen گفتن
schlafen خوابیدن، خوابیده بودن
schlagen زدن، شکست دادن
sehen دیدن، نگاه کردن، تماشا کردن
sein وجود داشتن، بودن
setzen قرار دادن، نشاندن
sitzen نشستن
spielen بازی کردن، اجرا کردن، نواختن
sprechen صحبت کردن، ادا کردن
stehen ایستادن، وجود داشتن
stellen قراردادن، ایستاداندن
sterben مردن
tragen حمل کردن، پوشیدن، تحمل کردن
treffen زدن، آسیب رساندن، ملاقات کردن
tun انجام دادن، کردن
werden شدن، تبدیل شدن
wissen دانستن، اطلاع داشتن
wohnen زندگی کردن، ساکن بودن
wollen خواستن، قصد داشتن
ziehen کشیدن، جذب کردن

درس چهاردهم


صرف فعل مهم haben
Ich habe من دارم
Du hast تو داری
Er hat او دارد
sie hat او دارد
Es hat او دارد
Wir haben ما داریم
Ihr habt شماها دارید
Sie haben شما محترمانه دارید
sie haben انها دارند


Haben درزمانهای گذشته کامل

Ich hatte داشتم
Du hattest داشتی
Er / sie / Es hatte داشت
Wir hatten داشتیم
Ihr hattetداشتید
sie hattenداشتند
Sie hattenداشتند

زمان گذشته کامل
دقت کنید ما برای گذشته کامل ما به فعل haben نیاز داریم
Ich habe gehabt داشته ام
Du hast gehabt ؟اشته ای
Er / sie / Es hat gehabt داشته است
Wir haben gehabt داشته ایم
Ihr habt gehabt داشته اید
Sie haben gehabt داشته اید
sie haben gehabtداشته اند
زمان گذشته دور :
Ich hatte gehabt داشته بوده ام
Du hattest gehabt داشته بوده ای
Er / sie / Es hatte gehabtداشته بوده است
Wir hatten gehabt داشته ایم
Ihr hattet gehabt داشته اید
Sie hatten gehabt داشته اید
sie hatten gehabt داشته اند


اینده نزدیک
Ich werde haben میخواهم بدارم
Du wirst haben میخواهی بداری
Er / sie / Es wird haben میخواهد بدارد
Wir werden haben میخواهیم بداریم
Ihr werdet haben میخواهید بدارید
sie werden haben میخواهند بدارید
Sie werden haben میخواهید بدارید


اینده دور

Ich werde gehabt haben
من میخواهم داشته باشم
Du wirst gehabt haben
تو میخواهی داشته باشی
Er wird gehabt haben
او میخواهد داشته باشد
sie wird gehabt haben
او میخواهد داشته باشد
Es wird gehabt haben
او میخواهد داشته باشد
Wir werden gehabt haben
ما میخواهیم داشته باشیم
Ihr werdet gehabt haben
شماها میخواهید داشته باشید
Sie werden gehabt haben
شما میخواهید داشته باشید
sie werden gehabt haben
انها میخواهند داشته باشند

درس سیزدهم

 

قیدهای تاکیدی و حروف اضافه

schon

🚩Mach shon تند باش ، بجنب

🚩Wenn schon خب که چی؟

🚩Schon gut قبول ، باشه

🚩Von mir aus = Einverstanden = Okay
قبوله ، باشه

🔎دیگه / به همین زودی / همین الان

🏳Willst du schon jetzt gehen?
می خواهی به همین زودی بری؟

🏳Du kannst schon jetzt gehen.
تو همین الان می توانی بروی .

🏳 Schon heute همین امروز

🏳 Schon morgen همین فردا

🏳Draußen ist schon hell.
دیگه هوا روشن شده

🏳 Die Bäume werden schon grün .
درختان دیگه سبز شدند.

🏳 Ich war schon zu Hause, als er mich angerufen hat.
من دیگه خونه بودم وقتیکه او به من زنگ زد.

🏳 Du bist schon um fünf Uhr wach?
ساعت پنج که میشه دیگه تو بیداری؟

🏳Das ist aber schon zu spät.
دیگه خیلی دیر

🏳 In zwei Minuten bin ich schon wieder da.
دو دقیقه دیگه اینجام

🔎الان

🏳 Seit drei Jahren bin ich schon da.
الان سه سال که اینجام

🏳 Schon aus höflichkeit wolte ich ...
تنها از سر ادب می خواستم ...

🔎پیشتر هم / قبلا هم

🏳 Wie ich schon gesagt habe ,...
همونی که قبلا گفتم ،..

🏳 Er wusste schon Bescheid.
او قبلا خبر داشت .

🏳 Wir kennen uns schon.
ما همدیگر را از قبل می شناسیم.

🔎تا حالا / هیچ وقت

🏳 Ich habe schon alles Mögliche versucht.
من تا حالا همه را تلاش کردم.

🏳Das ist schon drei mal vorgekommen.
تا به حال سه بار اتفاق افتاده

🏳Ich war schon einmal gewesen.
من تا حالا یه بار اونجا بودم.

🏳 Ich warte schon seit drei Stunden auf dich.
الان سه ساعت منتظر هستم.

🔎ماضی نقلی / رفته ام / گفته ام

🏳Hast du schon etwas gegessen ?
تا به حال چیزی خورده ای؟

🏳Das Buch wurde schon gelernt.
کتاب خوانده شده است.

🔎 تاکیدی

🏴 Ich werde es schon schaffen.
انجامش میدم ، من از پسش بر میام

🏴 Das lässt sich schon machen .
شدنیه

🏴 Das habe ich schon lange vor.
مدتهاست قصد این کار را دارم .

🏴 Morgen schon gar nicht.
فردا که اصلا نمیشه

🏴 Du hast schon Recht.
البته حق با توست

☆ MOHAMMAD ☆

اصطلاح

 

Machen Sie es sich bequem
راحت باشید
Mach es dir bequem
راحت باش
Fühlen Sie sich wie zu Hause
از خودتون پذیرایی کنید
Keine Ursache
قابلی نداره
Schönes Wochenende
آخر هفته خوبی داشته باشید
Zahlen !
میخوام پرداخت کنم
Hut ab
آفرین
Heil dir
درود بر تو
Pass auf dich auf
مراقب خودت باش
Vorsichtig !
مراقب باش ، بپا
Achtung
مراقب باشید
Schade
حیف
Entschuldigung
Verzeihung
ببخشید ، عذر می خوام
Es tut mir echt leid
واقعا متاسفم
Wie bitte !
چی گفتید
Hier bitte
بفرمایید
Manchmal _ ab und zu
گاهی اوقات -گاه گاهی
Was gibt es Neues ?
چه خبر
Ich habe kein lust ( mehr )
حوصله ندارم
Das schmeckt gut
خوشمزه هست
Ich bin erkältet !
من سرما خوردم
Ich habe eine starke Erkältung
من سرما خوردگی شدیدی دارم
Ich bin satt
من سیرم
Ich habe es satt .
تا اینجام رسیده
Guten Appetit !
نوش جان
Arschloch
احمق
Scheiße
لعنتی
Hau ab
بزن به چاک
Willst du blau machen?
میخوای جیم بشی ؟
Moment mal - Einen Augenblick bitte
صبر کنید لطفا
Welchen Tag haben wir heute?
امروز چه روزی است ؟
Mir ist warm / heiß !
گرمم / من خیلی گرمم
Herzlichen Gratulation !
با صمیمانه ترین تبریک ها و آرزوها
Alles klar!
همه چی خوبه
Nichts
هیچی
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇

Deutsch lernen

کلمات

heiß ♨ داغ
Schnell 🏃تند
trocken =خشک
Schön =زیبا
interessant =جالب
leicht =ساده
schlecht = بد
weich=نرم
dick=چاق
Kurz =کوتاه
Billig =ارزان
Gut= خوب
Hard=سخت
Schwer=مشکل
Kalt = سرد
Dünn = لاغر
Teuer = گران
Langsam = آرام
Hässlich = زشت
Nass = مرطوب
Hell = روشن
Dumm = احمق
Schmutzig = کثیف
Traurig = غمگین
Dunkel = تاریک
Neu = جدید
Sauber = تمیز
Voll = پر
Groß = بزرگ
Fröhlich = شاد
Normal = طبیعی
Süß = شیرین
Schwierig = مشکل
Alt = پیر
Klug = زیرک
Klein = کوچک
Komisch = خنده دار
Sauer = ترش
Einfach = بسادگی
Leer = خالی

جملات کاربردی کوتاه

 

‎ این حتمی است
 Das ist sicher.
-
‎ دقیقا نمی دانم
 Ich weiss nicht genau.
-
‎ شما باید این را بدانید
  Das mussen Sie wissen.
-
‎ من نمی توانم این کار را بکنم
 Diese arbeit kann ich nicht machen
 -
‎این خیلی مهم است
 Das ist sehr wichtig.
-
‎ چیزی نگفتم
 Ich sagte nichts
-
‎ این طبیعی است.بدیهی است
 Das ist natürlich
-
‎ من نمیفهمم
 Ich Verstehe nicht
-
‎ هنوز خیر
 Noch nicht
-
‎ خیلی دیر است
 Es ist sehr spät.
-
‎ نام من ..... هست
Mein Name ist ...
-
‎ الان میام
 Ich komme gleich
-
‎ این خیلی زیاد است
 Das ist zu viel.
-
‎ او هنوز نیامده
 Er ist noch nicht da.
-
‎ اینجا- آنجا
 Hier -Dort
-
‎ بزودی
 Bald
-
‎ بزودی می بینمت
 bis bald
-
‎ شما اشتباه می کنید
 Sie irren sich.
-
‎ واضح است ک
Es leuchtet ein,dass
-
Herzlichen Gratulation!
با صمیمانه ترین آرزوها و تبریک ها

Sie kennen zu lernen
از دیدن شما خوشبختم

Nicht anfassen !
دست نزن!
Vorbei ist vorbei
گذشته ها گذشته.
Ich muss mich an diese Situation gewöhnen.
من باید به این شرایط عادت کنم.
leider du bist so spät
متاسفانه دير اومدي
niemand ist da !؟
كسی نيست اینجا ?
die gehört mir !
اون مال منه !
könnten Sie mir helfen ???
ميشه به من كمك كنيد ???
wobei soll ich helfen
در چه مورد بايد كمك كنم
wobei
در چه مورد
ich gehe los ich melde mich wieder
من ميرم ولي باز ميام
lass mich einfach in Ruhe
منو راحت بزار
ich habe vor Lachen geplatz
از خنده مردم
ich werde halt versuchen
سعی خودم رو خواهم كرد
schämst du dich nicht
خجالت نميكشی
wie peinlich
شرم اوره
kannst du ein Stückchen rücken?
ممكن است كمي اونطرف تر بشينی
auch denn noch
فقط همين مونده
nicht ,dass ich wüsste
اطلاعي ندارم
halt die Klappe!
خفه شو!
Schön dich zu sehen!
از دیدار شما خوشحالم!
Ich freue mich für euch!
من برای شما خوشحالم !
Weine nicht!
گریه نکن !
Lass uns zum laden gehen.
بیا تا فروشگاه قدم بزنیم.
Das ist der beste Tag meines Lebens.
این بهترین روز زندگی من است.
Ich kenne mich überhaupt nicht aus.
من اصلا ازش سر درنمی یارم.
Muss ich das begründen?
من باید برات دلیل بیارم ؟
یا
من باید بهت ثابت کنم ؟
Hey , hey , mach mal langsam!
هی , هی, آروم تر
Komm schon rein!
بیا تو!
Wie blöd !
چه بیشعور !
Das gibt's doch nicht!
این غیر ممکن !
Auf keinen Fall!
به هیچ وجه !
Sehr geehrte Damen und Herren
آقا یا خانم عزیز
Sei doch bitte so nett!
یک لطفی کنید !
Sei nett
لطف کن
Das Geschäft hat geschlossen.
فروشگاه بسته است ( تعطیل )
neulich. به تازگی
Ich gebe Dir bis am Mittwoch Bescheid.
تا چهارشنبه به تو خبر میدم.
Hallo, wie komme ich in der Erste Etage?
چطوری بروم به طبقه اول؟
Es wird dunkel.
هوا داره تاریک می شه
Warte,bis ich fertig bin.
صبر کن تا من کارم تموم شود.
Ich kenne mich hier nicht aus.
  من مسیرم را نمی‌دانم / من آشنایی با این محدوده ندارم .
wann kann ich zu Ihnen kommen?
کی میتونم پیش شما بیایم؟
Viel Schaffenskraft!
خدا قوت !
Frohes schaffen!
کار بهت لذت بده !
Es hat keinen Zweck,
سودی نداره ، فایده ای نداره
Ich höre Musik,während ich meine Aufgaben mache.
من ضمن ( در حین) انجام تکالیفم موسیقی گوش میدهم .
Aber gern!
به روی چشم ! البته !
Aber ich bitte Sie!
اختیار دارید, اینطوری که نمیشه
Wenn ich dies nur nicht getan hätte!
اگر اینکار را نکرده بودم...!! ای کاش این کار را نکرده بودم .
Warum fragst du? nur so
چرا می پرسی؟ همین طوری
Geht das wieder los!
دوباره شروع شد!
Was gibt es neues!
دیگه چه خبر!
Ich helfe dir bei der Deutsche Sprache, damit du sobald Deutsch gut sprechen kannst.
من به تو در زمینه زبان آلمانی کمک می­کنم، تا تو بتوانی آلمانی خوب صحبت بکنی.
Rat mal!
حدس بزن !
Ich hab´s nur gut gemeint.
منظور بدی نداشتم.
Was meinen Sie dazu?
نظرتون در این باره چیه ؟
Ich bin am Überlegen.
دارم فکر میکنم (هنوز در حال فکر کردنم)
Darf ich Ihnen etwas anbieten?
چه میل دارید برایتان بیاورم؟
Idiot! Fahr endlich los!
احمق! برو دیگه!
Ich gehe eine Wette ein.
من شرط می بندم.
Es will mir einfach nicht eingehen, warum er das getan hat.
اصلا نمی توانم بفهمم، چرا او اینکار را کرد.
Man darf hier nicht rauchen !
کسی اجازه ندارد اینجا سیگار بکشد !

درس دوازدهم

Sprichst du Deutsch ?  آلمانی صحبت میکنی تو؟

Ich spreche Englisch sehr gut من انگلیسی رو   خوب صحبت میکنم

Ich spreche Englisch sehr gut und du ?

من خیلی خوب انگلیسی صحبت میکنم و تو

Lernen Sie Deutsch ?

شما آلمانی یاد میگیرید

Wer  کی

Wer Sind Sie denn?

کی هستید شما پس ؟

Ich heiße mahtab

من فاطمه هستم

Achso   آها

 

 

Ich weiß es nicht   من نمیدونم

Ich wei   من میدونم

Ich weiß   من میدونم

Du weißt   تو میدونی

Weisst du was ?   میدونی چیه ؟

Nein,  was ?     نه . چیه

Bis dann       تا بعد ( معلوم نیست قرار ملاقات )

Bis später   تا بعد ( تا چند ساعت دیگه

Arbeiten کار کردن 

Studieren    تحصیل کردن

Tschüss      خداحافظ

 

Ja . ein bisschen und du ?

بله . یه کم ( یه ذره) و تو

Sprechen sie Deutsch ؟

شما آلمانی صحبت میکنی?

Ja ,ich spreche Deutsch sehr gut und sie ?

بله   من خیلی خوب آلمانی صحبت میکنم و شما ؟

Freut mich   خوشبختم

Freut mich, sie kennen zu lernen

از آشنایی با شما خوشبختم

Gleichfalls  همچنین

Schule     مدرسه

Sitzen   نشستن

Ich sitze in der schule

من تو مدرسه نشستم

Entschuldigung . Wo ist die Toilette ?

ببخشید,  توالت کجاست ؟

Ich weiß es nicht

من نمیدونم

Ich glaube da ?

من فکر میکنم اونجاست

Hier  اینجا

 

Bist du sicher ?

تو مطمئن هستی ؟

Ja . Ich bin sicher

بله . من مطمئن هستم

Ja . Ich bin Ganz sicher

بله . من کاملاً مطمئن هستم

Ja klar,  ja natürlich

بله  واضحه .بله البته

Wo bist du?

كجا هستي تو

Wo

کجا

Wo ? hier und da

کجا ؟ اینجا و آنجا

Tschüs خداحافظ  

Wohnen   زندگی کردن

Wo wohnst du?

کجا زندگی میکنی؟

Wo wohnen Sie ?

کجا زندگی میکنید شما

Ich wohne in villach

من در فیلاخ زندگی میکنم

Woooooow . Villach ist Schöne Stadt 

واااااااااو . فیلاخ شهر زیبایی هست

درس دهم

معرفی خود :

Ich heiße mahtab

Ich bin 19 Jahre alt

Ich komme aus dem Iran

Ich bin ledig

 

شما هم خودتونو معرفی کنید

درس یازدهم

Ja     بله          Nein  نخیر

Schön     زیبا      Sehr schön       خیلی زیبا     Du bist sehr schön    تو زیبا هستی     

Ich weiß   من میدونم                 Freut mich    خوشبختم          Tut mir leid    متاسفم

Buch   کتاب      Vater   پدر          Mutter  مادر           Ich liebe dich     دوست دارم

Woher kommen sie ?

شما از کجا میایی ( اهل کجایی)

 

Wo bist du ?

تو کجایی ؟

 

Wo sind sie ?

شما کجا هستید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس نهم

فعل ها:

فعل :  داشتن 

Haben

فعل: رفتن  Gehen

فعل :  آمدن     Kommen  

 

Ich                    komme       من میام

Du                   kommst         تومیای

Er, sie. Es            kommt        او میا د

Wir                   kommen        ما میایم

Sie                  kommen         شما میاید

Du kommst zu mir             تو میای ‍‍پیش من

 

 

Sie kommen zu mir

شما میای پیش من

Kommen Sie zu mir?

میای تو پیش من ؟

 

 

Müde

 

خسته

 

 

 

Ich bin müde🇩🇪🇩🇪

 

Du bist müde🇩🇪

 

Sie sind müde🇩🇪

 

Javad ist müde🇩🇪

 

Er ist müde🌹🇩🇪

 

من خسته هستم

 

تو خسته هستی

 

شما خسته هستید

 

جواد خسته هست

او خسته هست ( مرد)

درس هشتم

 

Ich bin  mahtab       من مهتاب هستم

   Du bist ali             تو علی هستی     

  Wir sind Mensch🇩🇪🇩🇪      ما انسان هستیم 

 

Wie heißen sie?        اسم شما چیه؟

 

Wie heißt du?          اسم تو چیه

 

Ich heiße mahtab         اسم من مهتاب هست

 

Heisse                         نامیده شدن

 

Hast du Kinder ?            بچه داری تو

 

Haben Sie Kinder

شما بچه داری ؟

 

یه مکالمه ساده  

Markus : Hallo .Guten Morgen . Wie geht's ?

Sara : gut . Danke und dir?

Markus : auch gut, danke

Sara : wie heißt du ?

Markus : ich heiße Markus

Sara : hast du Kinder ?

Markus : ja . Ich habe zwei ( 2 ) Kinder🇩🇪🇩🇪🇩🇪

Sara : tschüss🇩🇪🇩🇪🇩🇪

Markus : Tschüss

 

درس هفتم

 این مبحث در مورد Subject, objektive,  ضمایر ملکی و ضمائم شخصی فاعلی و مفعولی است

 

منظور از Subject  در جمله فاعل است که به چندین فرم در جمله می آید . یعنی کننده کار که ما افعال را برای آنها صرف میکنیم

اولین و مهم ترین گروه ضمایر شخصی فاعلی است

ich , du , er , sie , es , wir ihr . sie . Sie

من ، تو ، او مرد ، او زن ، او خنثی ، ما ، شماها و، آنها ، جنابعالی !!

به این نکته ها توجه کنید

ihr  به معنای شماها یعنی دوم شخص جمع در فارسی و چرا طبق روال قدیم نمیدونم ..شما ، چون ما در زبان آلمانی دقیقا مانند فارسی و برخلاف انگلیسی، هم ضمیر جنابعالی را داریم Sie  و هم ضمیر تو را داریم du

نکته بعدی اینکه در صرف فعل برای اینها همیشه wir, sie , Sie  منظورم از sie  آنهاست ، خود مصدر فعل ، در افعال با قاعده و در بسیاری افعال بی قاعده ، می آید و نیازی به تغییر آن نیست !

er , sie , es  همه یک جور صرف میشوند

تشخیص sie , sie , Sie, در جمله براحتی از روی صرف فعل بعد از آن مشخص میشود

هر سه آنها در اول جمله همیشه با بزرگ نوشته میشود و فقطSie  جنابعالی در هر جای جمله بزرگ نوشته میشود

برای تفهیم بهتر یک فعل را براتون صرف میکنم

فعل schreiben  به معنای نوشتن

ich schreibe,,,,,, Du schreibst,,,,,,,er,sie,es schreibt

wir schreiben,,,,,,,,,,ihr schreibt,,,,,,,,,,,sie schreiben ,,,,,,,,Sie schreiben

فعل بی قاعده sein  بودن

ich bin ,,,,,,,Du bist ,,,,,,er,sie,es ist

wir sind ,,,,,,,ihr seid ,,,,,sie sind ,,,,,,Sie sind

همانطور که می بینید حتی در افعال بی قاعده صرف  wir, sie , Sie , همیشه یکسان است

خوب حالا به این مطلب دقت کنید که اغلب مشکل دارند

فاعل همانطور که در بالا گفته شد به فرم های مختلف است و ما فقط ضمایر شخصی را گفتیم

مثلا اگر بجای اینها اسم خاص ، مانند Sarah, kevin, Teheran , s herein , ...... بیاید بازهم افعال طبق آنچه گفته شد صرف میشود ، منتهی اینها همگی سوم شخص مفرد هستند ! و دقیقا مانند ، er, sie , es , فعل بر ایشان صرف میگردد و اصلا جنسیت این افراد و یا شهر و ... مطرح نیست ! چون اسم خاص دارند

نکته مهم بعدی

Es در زبان آلمانی مانند انگلیسی فقط برای اشیاء مصرف نميشود!

بنا براین وقتی میگوییم

Es geht mir gut

آن می گذرد به من خوب ..که در معنی یعنی حال من خوب است

Es  معنای روزگار را میدهد

خیلی ها مشکل دارند که

Wie geht es dir ?

به معنای لغوی چه ربطی به حال تو چطور است ؟ دارد

در فارسی ... حال .فاعل و است فعل است

در آلمانی

Es آیام و یا روزگار

geht

صرف شده فعل gehen  به معنای رفتن که برای es  صرف شده

و dir ضمیر مفعولی شخصی یعنی به ت ...و یا ...برای تو ،،، معنی میدهد

که امشب بطور مفصل راجع به آن صحبت خواهیم کرد

پس خودتان با این توضیحات متوجه شدید که

باید به ساختمان و قرار گرفتن کلمات در کنار هم ، هم باید توجه کنید نه فقط معنی لغتی از فارسی به آلمانی

خوب برای اینکه به سراغ مبحث بعدی یعنی مفعول ها برویم به توضیح مهم زیر توجه کنید که جواب بسیاری از سوالات شما خواهد بود

در زبان فارسی ضمایر فاعلی گاهی با ضمایر مفعولی یکی و یا بسیار نزدیک است اما در آلمانی کاملا متفاوت است . به این جمله ها نگاه کنید

من تو را دوست دارم........... در این جمله  من فاعل ، ضمیر فاعلی است و تو ...مفعول یعنی ضمیر شخصی مفعولی است و دوست داشتن فعل

حالا آلمانی

ich liebe dich

ich من ......فاعل

dich تو را .......مفعول ...ضمیر مفعولی شخصی

Liebe  از فعل lieben  که صرف شده برای فاعل

خوب

Du

فاعل است

اما dir

مفعول شخصی

در حالیکه تو ،،، در فارسی هم میتواند فاعل باشد و هم مفعول شخصی

یعنی یک کلمه با دو کاربرد

فکر میکنم حالا که نگاهتان به این مبحث بنوعی تازه شده 😊😊😊😊

بحث اصلی را آعاز میکنم

ه

 

مانطور که در بالا گفته شد

ضمایر شخصی فاعلی

ich , du , er , sie , es , wir , ihr , sie , Sie

حالا مفعولی

ما دو مدل مفعول شخصی در زبان آلمانی داریم

گروه اول ضمایر شخصی مفعولی A

یعنی مفعول بی واسطه که علامت آن در فارسی ،،،،، را ،،، می باشد ودر آلمانی Akkusativ

ich.......mich     من........مرا

Du.......dich        تو ........تورا

Er.........ihn      او مرد........او را

Sie........sie           او زن .......اورا

Es......es    او خنثی .......اورا

wir ..........uns     ما ........مارا

Ihr..........euch     شماها .......شماها را

Sie ..........sie    آنها ....آنها را

Sie.........Sie        جنابعالی ..........جنابعالی را

دقت کنید sie آنها کوچک است!!

خوب حالا مثالها

Du liebst mich             تو مرا دوست داری

ich liebe dich      من تو را دوست دارم

Er liebt mich   او مرد   مرا دوست دارد

Sie liebt ihn            او زن او مرد را دوست دارد

Er liebt sie            او مرد او زن را دوست دارد

Er liebt  es.          او مرد او خنثی را دوست دارد

Du liebst uns        تو ما را دوست داری

Ihr liebt uns       شماها مارا دوست دارید

wir lieben euch        ما شماها را دوست داریم

قبلی اشتباه شد

Sie lieben uns             آنها مارا دوست دارند

Sie liebt mich.         جنابعالی مرا دوست دارید

و ...............

خوب

الان میتوانید براحتی تمامی افعال که مفعول بی واسطه Akkusativ شخصی را نیاز دارند جمله های متعدد بسازید!👍👍👍👍👍

تا الان راجع به مفعول بی واسطه یعنی Akkusativ  اما شخصی صحبت شد

اما دسته دوم مفعول بی واسطه Akkusativ  برای اسامی نیز هست که در این مورد حالا با Artikel  ها کار میکنیم

میدونید تمامی اسامی عام در آلمانی حرف تعریف Artikel  دارند

der Stuhl   صندلی    das Kind   بچه    die Blume   گل

و برای تمامی اسم جمع ها die

die Stühle  صندلی ها     die  Kinder   بچه ها      die Blumen   گلها

حالا دوستان با یک ضربه غول Akkusativ  را خواهیم شکست👍👍👍👍👍👍

Artikel  der

به den تبدیل میشود

و بقیه ....همگی سر جای خودشان باقی میمانند و اصلا تغییر نمی کنند!!

دقت کنید

den Stuhl    آن صندلی را

Einen Stuhl    یک صندلی را

keinen   Stuhl      هیچ صندلی را

مثال

ich verstehe den Text .  من این مطلب را میفهمم

ich habe eine Blume          من دارم یک گل را

Sie haben einen wagen      جنابعالی دارید یک ماشین را

خوب فکر میکنم برای این مبحث بطور کامل نکات را گفتم

حالا اگر در این مورد ، لطفا فقط در این مورد تا حد امکان سوالی هست گفته بشه تا بعد بریم سراغ بحث شیرین Dativ  تا ببینید این مورد که برای بسیاری از شما عزیزان مشکل وحشتناک ایجاد کرده ، فقط با کمی دقت چقدر ساده اما کاربردی است! بفرمایید!😊

Haben Sie die Kinder ?  جنابعالی این بچه ها را دارید؟

دقت کنید

در کل اسم ها تنها اسمی که Artikel  نمیگیرد جمع نا معین است

die Kinder  این بچه ها

Kinder    بچه ها

keine Kinder     هیچ بچه ها

نامعلوم

همانطور که گفتم

ضمایر شخصی مفعولی بواسطه Akkusativ به این ترتیب بود به فارسی ....مرا ، تو را ،،، اورا .... مارا .....شماها را ..... آنها را .... جنابعالی را ....

حالا Dativ و در فارسی با واسطه دقت کنید با .....واسطه ! یعنی یک واسطه و یا چسب برای وصل مفعول به فعل و فاعل نیاز است که همان حروف اضافه در فارسی و Präposition  در آلمانی است

در فارسی ....با ...به .....بطرف .....بیرون .......ودر آلمانی

mit , an, zu , aus .....

سلام انتهای بحث جدول کامل را براتون میگذارم

در انتهای بحث ...

خوب میریم سراغ ادامه مطلب

ich........mir .........من .......به من

Du ........dir     تو.......به تو

er........ihm        او .......به او مرد

Es.........ihm     او........به اوخنثی

Sie..........ihr     او به او زن

wir .......uns           ما ....به ما

ihr .........euch .... شماها ....به شماها

Sie ......Ihnen            جنابعالی به جنابعالی

Sie ......ihnen

آنها .......به آنها

دقت کنید

به نوشتار حروف بزرگ و کوچک

مثالها

Er hilft mir immer        او همیشه به من کمک میکند

Wer hilft dir ?         چه کسی به تو کمک میکند؟

warum vertraust du ihm einfach ?         چرا تو به سادگی به او کمک میکنی؟

او مرد

Schmeckt ihr das Essen?        آیا غذا به او مزه میدهد؟

او زن

Sie winken uns aus dem Auto !          آنها از ماشین به ما دست تکان میدهند

Die Firma braucht euch         شرکت به شماها نیاز دارد

Vertrauen Sie ihnen noch ?    جنابعالی هنوز به آنها اعتماد دارید؟

اعتماد

wir gratulieren Ihnen zum Geburtstag              ما برای تولد به جنابعالی تبریک میگوییم!

بله vertrauen  یعنی اعتماد کردن

خوب دوستان حالا میریم سراغ تغییرات Arti

 

Stuhl........keinem Stuhl

die Blume.........der Blume.......einer Blume.......keiner Blume

و Artikel  جمع die

die Kinder.........den kindern

دقت کنید

Artikel die  تبدیل به den

میشود

ویک n

به اسم جمع در انتها اضافه میگردد

تشخیص افعال با قاعده از بی قاعده صرفا از طریق تمرین های مستمر انجام پذیر هست . اما اگر 50 فعل مهم اما ساده و پر کاربرد را با تمرین تکرار میکنم با تمرین ...نه حفظ کردن یاد بگیرید بقیه را براحتی یاد میگیری ! آلمانی زبانی است دارای ملودی ! و مهم تر از همه با لذت و روحیه و انرژی خوب یاد بگیرید نه با زور و اجبار! کیفیت یادگیری مهم هست نه کمیت اون! با موزیک ، فیلم ، شو ، اخبار، رقص ، ...هرچه بهتون لذت میده ، زبان را یاد بگیرید ! تازه شیرینی زبان آلمانی مونده ! روزهای بعد به حرف من خواهید رسید! 

درس ششم

 ضمایر

ملکی یعنی ضمیر های که به ضمایر شخصی

کمک میکنند که مالکین آنها را نسبت به ...... در جمله بیان کنند!

البته باید مطلب جالبی را در این مورد الان بگم!

در زبان آلمانی به ضمایر ملکی Artikel  های ملکی میگویند که اگر از این دید به آنها نگاه کنید ، یادگیری برایتان بسیار ساده میشود !! چرا ؟! چون تمامی به جای Artikel  در کنار اسامی می نشینند و تمام قوانین و قواعدی که دیشب در مورد Artikel  ها آموختیم در مورد آنها عمل میکند!

وقتی براتون مثال زدم خودتون می بینید که چقدر ساده میشود

اول آنها را نام میبریم

ich ........mein     من ......مال من

Du ........dein.........تو......مال تو

Er ......sein     او مرد .....مال او مرد

Es .....sein.........او خنثی ...مال او خنثی

Sie .........ihr       او خانم.......مال او خانم

wir ........unser      ما .......مال ما

Ihr ........euer , eure    ..........شماها .......ما شما ها ، مال شماها

بعدا توضیح میدم که چرا دو تا برای ihr  نوشتم

Sie ..........ihr         آنها ........مال آنها

Sie ..........Ihr......... جنابعالی       مال جنابعالی

قبل از مثالها لطفا به نکات زیر توجه کنید

همیشه بعد از آرتیکل های ملکی اسم می آید

وقتی اسم داریم پس Artikel هم هست بنا براین تغییرات آن بر روی ملکی ها اثر میگذارد که در مثالها خواهید دید

در مورد sie ها توجه کنید برای جنابعالی چون بزرگ نوشته میشود ملکی آنهم بزرگ است و برای آنها و او خانم ، ملکی آنهم کوچک است

اسامی به همرا ملکی ها ی شان میتوانند هم فاعل  باشند در جمله و هم مفعول!!

اگر فاعل باشند پس حالت فاعلی استNominativ  یعنی همان قوانین ابتدایی Artikel  ها که یاد گرفته اید که من دوباره مثال میزنم

der, das ........ein ........kein

die , eine ....keine

die جمع ........_ ........keine

و اما اگر اسامی با ملکی ها ی شان مفعول باشند همانطور که دیشب یاد گرفتیم

یا Akkusativ  بیواسطه  هستند

و یا Dativ  با واسطه

بنابراین تمامی آنچه که در مورد تغییرات Artikel  در این موارد یاد گرفتید عینا به ملکی ها انتقال پیدا میکنند چون آنه را قرار شد Artikel  های ملکی خطاب کنیم

حالا مثالها

لطفا دقت کنید

ترتیب مثالها بصورت 1 فاعلی Nominativ

2 Akkusativ   مفعول بیواسطه

3Dativ     مفعول با واسطه

1   Mein Kind ist klein        بچه من کوچک است

Das Kind .........Mein kind

2   Er möchte meine Frau sehen               او میخواهد خانم مرا ببیند

die Frau,.........meine Frau,          مفعول بیواسطه   Akkusativ

Wer erzählt  meinen Kindern eine Geschichte ?              چه کسی برای فرزندان من داستان تعریف میکند؟

die Kinder.......den kindern      .......Dativ   مفعول با واسطه

Mein Haus liegt in Hamburg         خانه من در هامبورگ قرار دارد

Der Direktor besucht heute meinen Bruder             رییس امروز برادر مرا ملاقات میکند

ich gebe morgen meiner Frau  das Buch zurück           من فردا کتاب را به همسرم برمیگردانم

خوب برمیگردم به بقیه Artikel های ملکی

حالا مثالهای du

Deine Frau will bei Siemens arbeiten          همسر تو میخواهد نزد زیمنس کار کند

ich möchte deinen Bruder heute sehen    من میل دارم امروز برادرت را ببینم      Akkusativ

Wer hilft deiner Frau heute ?        چه کسی امروز به همسر تو کمک میکند!        Dativ

مثال Er  او مرد

Sein Freund herst Matias.     دوست او ماتیاس نامیده میشود

Das Kind will seinen Vater sehen.        به میخواهد پدرش را ببیند.    Akkusativ

David  kann bei seinem Großvater bleiben.   دیوید میتواند با پدر بزرگش بماند

Herr.Müller will seinen Partnern Briefe schreiben.   آقای مولر میخواهد برای شریک های نامه بنویسد

مثال sie او خانم

Ihr Mann heiß Helmut.  شوهر او هلموت نامیده میشود      Nominativ

Sie möchte ihren Bruder anrufen        او میخواهد به برادرش زنگ بزندAkkusativ

Ursula fährt  am Wochenende zu ihren Eltern   آخر هفته نزد والدینش میرود Dativ اورسلا

حالا مثالهای wir

unser Freund hat eine große Fabrik.  دوست ما یک کارخانه بزرگ دارد Nominativ

Er kennt unsere Stadt.    او شهر ما را می شناسد Akkusativ

Helfen Sie unserem freund Bitte bei der Arbeit !! لطفا به دوست ما در کار کمک کنید   Dativ

 

Dativ

حالا میرسیم به ihr شماها

دوستان دقت کنید تغییرات این ضمیر را که برای

der , das .......euer

die , die ........eure

بکار میبریم

Eure Schwester ist sehr fleißig.    خواهر شما ها خیلی زرنگ است  Nominativ

Mein Vater will eure Eltern sehen .       پدر من میخواهد پدر و مادر شماها را ببیند  Akkusativ

Möc

 

htet ihr eurem Lehrer etwas schenken?        درس سی سوم دارید شماها به             معلم تان چیزی هدیه کنید؟  Dativ

و آخرین مثال برای ihr

Wer gibt euren Freunden solche Sachen?       چه کسی به دوستانتان چنین چیزهایی میدهد  Dativ

مثال برای Sie آنها

لطفا کوچک ببینید sie مرا!

Morgen ist ihre Arbeit sehr leicht. فردا کار آنها بسیار راحت خواهد بود  Nominativ

Sie nehmen ihre Kinder zur schule mit  آنها بچه هايشان را با خود به مدرسه میبرند.   Akkusativ

Dürfen sie in ihren Zimmern laut spielen? آنه اجازه دارند در اتاق هاشان با صدای بلند بازی کنند؟  Dativ

Ihre Mutter ist sehr nett.  مادر آنها بسیار مهربان است

دوستان این جمله را بخصوص مثال زدم که ببینید

اگر منظور مادر اوی خانم هم می بود باز جمله به همین ترتیب نوشته میشود!‼️‼️‼️‼️‼️

خوب با وجودی که برای Sie جنابعالی هم عینا مانند sie آنها خواهد بود اما بخاطر گل روی همگی و برای تکمیل مطالب چند مثال خواهم زد برای اینکه جدول تکمیل شود !

مثال برای Sie جنابعالی

Ihre Arbeit ist sehr gut. کار جنابعالی واقعا  خیلی خوب است Nominativ

Wann möchten Sie Ihren Sohn besuchen?  کی میل دارید پسرتان را دیدار کنید! Akkusativ

Wie viel Geld geben Sie Ihrer Schwester zum einkaufen?   جنابعالی چقدر پول برای خرید به خواهرتان میدهید؟ Dativ

Können Sie Ihr Kapital hier investieren?    میتوانید جنابعالی سرمایه تان را اینجا سرمایه گذاری کنید؟   Nominativ

Was möchten Sie für Ihre Mutter bringen? چه چیزی میل دارید جنابعالی برای مادرتان بیاورید؟ Akkusativ

 

Helfen Sie Ihren alten Eltern finanziell?     آیا جنابعالی به والدین پیر تان کمک مالی میکنید؟ Dativ

خوب جدول Artikel های ملکی ما تکمیل شد. ممنون از همراهی و توجه همگی. امیدوارم مورد استفاده تون قرار بگیره

اما یک توصیه

اگر بتوانید ب ای تمرین هر چه بهتر و مفیدتر

بتوانید

برای

با رجوع به افعال Akkusativ ساز و Dativ ساز با کمک جدول های بالا جمله سازی کنید و تمرین نمایید بهتون قول میدم که مشکلی در استفاده از آنها پیدا نخواهید کرد

و یک توصیه بهتر

هرگز ..هرگز ..و هرگز سعی به حفظ کردن قواعد نکنید

کشور ها و زبان ها

در این درس در ابتدا به چند سوال از "جملات پرکاربرد آلمانی" می پردازیم. و به شما یاد می دهیم که اگر برای مثال زبان روسی بلد هستید ، چگونه آن را بیان کنید. به همین دلیل عنوان این درس را کشورها و زبان ها در آلمانی گذاشتیم.

 

✅ تا کنون یاد گرفتید که نام طرف مقابلتان را سوال کنید. و از او بپرسید که اهل کجاست ، حال اگر بخواهید بپرسید به چه زبان های صحبت می کنید :

 

☑️ Wie heißen Sie?   اسم شما چیست؟

☑️ Wie heißt du?       اسمت چیه؟

🔑 Mein Name ist ….. /

🔑 Ich heiße …… /

🔑 Ich bin …../

 

☑️ Woher kommen Sie کجایید؟

☑️ Woher kommst du?     اهل کجایی؟

🔑 Ich komme aus dem Iran, aus Shiraz.

 

 

 

☑️ Was sprechen Sie?

به چه زبانی صحبت می کنید؟

 

 

☑️ Was sprichst du?

به چه زبانی صحبت می کنی؟

?   اهل

 

🔑 Ich spreche Persisch , Deutsch und etwas Englisch.

من صحبت می کنم فارسی ، آلمانی و یک کمی انگلیسی.

 

 

✳️ حال پاسخ به این سوال (به چه زبانی صحبت می کنید؟) را می خواهیم به شما آموزش دهیم به مثال های زیر توجه کنید:

 

Deutsch.    آلمانی

Russisch und ein bisschen Deutsch.

روسی و یک ذره آلمانی

 

Ich spreche gut Englisch und ein bisschen Deutsch

من انگلیسی خوب صحبت می کنم و یک کمی هم آلمانی صحبت میکنم

 

 

درس پنجم

Ich komme aus Deutchland                      من اهل آلمان هستم

Ich komme aus Österreich                       من اهل اتریش هستم

Ich komme aus dem Iran                          من اهل ایران هستم

Ich komme aus dem Sudan                      من اهل سودان هستم

Ich komme aus der Türkei                        من اهل ترکیه هستم

Ich komme aus der Ukraine                      من اهل اوکراین هستم

 

 

 

 

✳️ ، آمریکا (USA) و هلند (Niederlande) . با 2 مثال طرز گفتن این دو کشور را نیز برای شما روشن می کنیم.

 

Ich komme aus den USA                           من اهل آمریکا هستم

Ich komme aus den Niederlanden               من اهل هلند هستم

 

 

 

 

درس پنجم

اگر بخواهیم از کسی بپرسیم اهل کجاست  

از سوال"? Woher kommen Sie" یا اگر بخواهیم به صورت دوستانه بپرسیم از"? Woher kommst du" استفاده می کنیم. در جواب نیز از کلمه aus به معنی "از" به همراه نام کشور مورد نظر استفاده می کنیم.

 

 

هنگامی که خواستیم بگوییم من اهل عراق هستم بعد از کلمه aus ، کلمه dem قرار گرفت ، و هنگامی که گفته شد من اهل سویس هستم بعد از کلمه Aus ، کلمه der را به کار بردیم.

 

 

 

  این مسئله به یک قاعده گرامری بر می گردد که فعلا شما نیازی ندارید آن را بدانید و بعدا این مسئله را به طور کامل شرح می دهیم.

 

✅ به طور کلی برای اغلب کشور ها ما فقط از کلمه aus تنها استفاده می کنیم. اما برای برخی از کشور ها بعد از aus ، کلمه der و برای برخی بعد از aus ، کلمه dem را به کار می بریم که تعداد این کشور ها بسیار کم می باشند.

 

 

 

✳️ کشورهایی که  بعد از  "aus" نیاز به dem یا der دارند در جدول زیر مشخص شده اند. این کشور ها را حتما به خاطر بسپارید.

 

✳️ der

 

Schweiz

Türkei

Ukraine

Slowakei

 

—---------------—

✳️ dem

 

Iran

Irak

Jemen

Sudan

Libanon

Kosovo

—---------------—

 

✳️ در مورد 2 کشور "آمریکا" و "هلند" نیز یک نکته وجود دارد ، که در درس بعدی آن را شرح می دهیم.

 

✅ در مورد باقی کشور ها بعد از کلمه "aus" تنها نام کشور را می نویسیم.

درس چهارم

چگونگی تشخیص جنسیت کلمات :

Der:

-ling

Lehrling شاگرد،نوآموز

Schmetterling پروانه

Häftling زندانی

Prüfling نامزد

Flüchtling فراری،پناهنده

-or

Motor موتور

Reaktor رآکتور

Animator انیماتور

Moderator مجری،گرداننده برنامه

Professor استاددانشگاه

-us

Optimismus خوش بینی

Rhythmus ریتم

Sozialismus سوسیالیسم

Feminismus فمینیسم

Fanatismus تعصب دینی،فناتیسم

-er

Stecker دوشاخه

Kugelschreiber خودکار

Körper بدن

Manager مدیر

Drucker پرینتر،چاپگر

Die:

-e

Klasse کلاس،طبقه

Tragödie تراژدی،فاجعه

U-Bahnlinie خط مترو

Lampe لامپ

Tante عمه ،خاله

-ei

Gärtnerei باغداری

Konditorei قنادی،شیرینی فروشی

Malerei نقاشی

Bäckerei نانوایی

Bücherei کتابخانه

-heit

Freiheit آزادی

Krankheit بیماری

Sicherheit امنیت

Klugheit باهوشی،زیرکی

Gesundheit سلامتی

-keit

Möglichkeit امکان

Eitelkeit تکبر،غرور

Wirklichkeit واقعیت

Höflichkeit ادب،تربیت

Sparsamkeit صرفه جویی ،قناعت

Müdigkeit خستگی

-schaft

Freundschaft دوستی

Wirtschaft اقتصاد

Landschaft منظره،چشم انداز

Hilfsbereitschaft کمک رسانی

Gewerkschaft اتحادیه،سندیکا

-ung

Zeitung روزنامه

Meinung نظر،عقیده

Verbindung ارتباط

Wirkung اثر

Scheidung طلاق

-tät

Universität دانشگاه

Realität واقعیت،حقیقت

Neutralität بی طرفی

Aktualität واقعیت عینی،تازگی

Produktivität کارائی

-ik

Musik موزیک

Republik جمهوری

Politik سیاست

Logik استدلال،منطق

Fabrik کارخانه

Grammatik گرامر

weltpolitik سیاست جهانی

-ur

Kultur فرهنگ

Zensur سانسور،نمره امتحان

Natur طبیعت

Reparatur تعمیر

Korrekturاصلاح،تصحیح

-ion

Religion دین

Aktion عمل،اقدام

Dekoration دکوراسیون،تزئین

Information اطلاعات

Delegation هیات اعزامی

Das:

-chen

Mädchenدختر

Kätzchen بچه گربه

Bäumchen درختچه

Hündchen توله سگ

Körbchen سبد کوچک

-lein

Büchlein کتابچه

Knäblein پسربچه

Büblein پسربچه

Männlein مردکوچک

Fräulein دوشیزه

-erl

Zuckerl آب نبات

Stückerl قطعه کوچک

-ment

Dokument مدرک

Parlament مجلس

Element اساس ،عنصر

Argument برهان،دلیل

-nis

Zeugnis شهادت،گواهی

Verhältnis رابطه،نسبت

Erlaubnis مجوز

Gefängnis زندان

Erlebnis ماجرا،تجربه

Kenntnis دانش،آگاهی

-um

Museum موزه

Zentrum مرکزشهر

Minimum حداقل

Maximum حداکثر

-tum

Eigentum دارایی،مال

Bürgertum طبقه متوسط

Reichtum ثروت ،دارایی

Infinitiv

Lesen مطالعه

Schreiben نوشته

Essen غذا

اعداد المانی

درس سوم

 

 

1⃣1⃣ حروف " p,o,n,m,l,k " به ترتیب صدای "ک،ل،م،ن،اُ،پ" می دهد. مثال:

حساب جاری   Das Konto

عمو   Der Onkel

پارک کردن   parken

پارک   Der Park

همیشه   immer

دهان   Der Mund

مدل   Das Model

حالا   nun

فتوکپی   Die Kopie

سینما   Das Kino

کیلو   Das Kilo

لامپ   Die Lamp

 

 

2⃣1⃣ حرف "q" اکثرا با "u" (او) می آید و صدای (کو) می دهد. مثال:

کمیت   Quantität

کیفیت   qualität

 

3⃣1⃣ حرف "r" مانند زبان فارسی (ر) یا بصورت (غ) فارسی تلفظ می شود ، بطوریکه در آخر کلمه یا تلفظ نمی شود و یا بصورت نیمه تمام تلفظ می شود. مثال :

اما   aber

رادیو   Das Radio

قرمز   rot

درس دوم

 تلفظ درس دوم 1.mp3 - 3.9 MB

 تلفظ تک به تک حروف زبان آلمانی وهمچنین به نکاتی که در تلفظ بعضی از این حروف وجود دارد بپردازیم.

توجه: فعلا به حروف ، Die ، Der و Das که در ابتدای بعضی از کلمات آمده است توجه نکنید.

1- حرف "a" ما بین (آ) و (اَ) تلفظ می شود. به عنوان مثال می توان به کلمات آلمانی زیر اشاره کرد :

ab  از ، پایین

alt  پیر ، کهنه

Der Abend

عصر

Das Amt  اداره

aha  آها (فهمیدم)

 

 

2- حرف "b" مانند زبان فارسی بصورت (ب) تلفظ می شود.  به عنوان مثال می توان به "لغات آلمانی" زیر اشاره کرد  :

 

حمام    Das Bad

بانک ، نیمکت    Die Bank

کتاب    Das Buch

 

 

 

3- هنگامی که حرف "c" پیش از حروف صدادار "au, u ,o,a" بصورت (کا) ca , (کُ) co , (کو) cu, (کاو) cau و حروف بی صدا به صورت (کر) cr واقع شود، صدای (ک) می دهد که به جای "c" از حرف "k" استفاده می شود. مثال:

دوربین   Die Kamera

با هوش   klug

قهوه   Der Kaffee

سرد   kalt

 

 

* واژه هایی که از زبانهای خارجه به زبان آلمانی وارد شده اند بدون تغییر فرم نوشته و تلفظ می شوند.به عنوان مثال می توان به کلمات آلمانی زیر اشاره کرد:

Die Creme  کرم

Cotton  پنبه

Das Café  کافه

Das Camping  اردو

Cup  فنجان

Die Cola  کوکاکولا

 

 

* در صورتیکه حرف "c" قبل از حرف "i" , "e" بصورت (تسی) ci , (تسِ) ce واقع شود صدای «تس» می دهد که موقع تلفظ بصورت فشرده خوانده می شود بطوریکه صدایی شبیه به «چ» می دهد. به عنوان مثال می توان به کلمات آلمانی زیر اشاره کرد:

Center  مرکز

Circa  تقریبا

City  شهر

 

 

4- حرف "d" مثل (د) فارسی تلفظ می شود. مثال :

Danke  متشکرم

Der Doktor  دکتر

Der  حرف تعریف

dort  آنجا

Die  حرف تعریف

Das  حرف تعریف

 

از طریق فایل صوتی زیر می توانید به تلفظ لغات آلمانی آورده شده در مثال های بالا  گوش دهید. توجه کنید که به  حروف ، Die ، Der و Das که در ابتدای بعضی از کلمات آمده است توجه نکنید

 

درس اول

Aa          Bb          Cc          Dd          Ee          Ff          Gg

Hh          Ii             Jj            Kk          Ll           Mm      Nn

Oo          Pp         Qq         Rr           Ss          Tt          Uu

                              Vv          Ww        Xx          Yy          Zz

………………………………………………………………….

                                          Ää          Öö         Üü          ß

 

07-Spur 7.mp3 - 339 KB

تلفظ حروف ها

 

 

 

مقدمه

آموزش حروف الفبای زبان آلمانی

در گروه آموزش "آلمانی سریع"  تصمیم گرفتیم تا آموزش زبان آلمانی از صفر را در اختیار هموطنان عزیز قرار دهیم. مطمئنا زبان آموزانی که قصد "یادگیری زبان آلمانی" را دارند ، از کمبود منابع زبان آلمانی رنج می برند و از آن جهت که هیچ گونه آشنایی با این زبان ندارند ، مطمئنا دچار مشکلات زیادی حتی در ابتدایی ترین مسائل آموزشی این زبان دارند.

بنابراین بنده آموزش زبان آلمانی از ابتدا را در دستور کار خود قرار می دهم ، تا کسانی که هیچ گونه آشنایی با زبان آلمانی ندارند نیز بتوانند از این آموزش ها استفاده کامل را ببرند و گام به گام به آن کانال آموزشی آلمانی را به صورت کاملا آکادمیک فرا گیرند.

یادگیری حروف زبان آلمانی مطمئنا اولین مبحث برای یادگیری این زبان می باشد.

حروف الفبا آلمانی به مانند زبان انگلیسی به تعداد 26 حرف می باشد . این حروف نیز به مانند انگلیسی به دو صورت بزرگ و کوچک نوشته می شوند . Aa

آموزش حروف

حروف بی صدا : -
 
 
"g" or "k"
"n"
"d" or "t"
" r " or " l "
"m"
         
 
 
 
 
 
"b" or "p"
"s"
-
" ch "
" ch' "
         
         
 
" g' " or " k' "
" d' "
" p' "
" h "
 

 

تلفظ حروف بی صدا

 

 

 

(K`)

ک

کی یوق

(t`)

ت

تی اُید

(p`)

پ

پیعوپ

(h)

ه

هی هید

(kk)

ک

سنگ کی یوق

(tt)

ت

سنگ تی گید

(pp)

پ

سنگ بیوپ

(ss)

س

سنگ شیود

(cch)

کچ

سنگ جیعود

(g)

ک

کی یوک

(n)

ن

نی اِون

(d)

ت

دیگود

(r)

ل

لی اول

(m)

م

میعوم

(p) (b)

پ

بیعوپ

(s)

س

شیعود

(ng)

نگ

ایعونگ

(ch) (j)

چ

جیعود

(ch`)

چ

چیعود

 

آموزش حروف

حروف صدادار:
   
"a"
"ya"
"eo"
"yeo"
"o"
         
 
 
 
 
 
"yo"
"oo" or "u"
"yoo" or "yu"
"eu"
"i"

 

تلفظ حروف صدادار :

 

 

 

 ㅐ  =  آاِ "ترکیب دو صدای آ + اِ که صدای اِ میدهد" ( 대  = ته ) =ae

 

 ㅒ  = یااِ ( ترکیب صدای یا + اِ که صدای " یه " میدهد =  yae

 

 ㅔ  =  اِ  =  e

 

 ㅖ  =  یه  = ye

 

 ㅘ  =  وا  =  wa

 

 ㅙ   = وائه (ترکیب صدای وا + اِ که صدای " وه " میدهد)  =  wae

 

 ㅚ  = اویی ( ترکیب دو صدای  او + ای که صدای "ای " میدهد  =  oe 

 

 ㅝ  = ووُ  =  woo

 

 ㅞ  =  وه  = we

 

 ㅟ   =  وی  =  wi

 

 ㅢ  = ترکیب دو صدای اوو + ای که صدای " اویی " میدهد  =

 

کلمات ساده

 

تلفظ

معنی

کلمات

کاچوک

خانواده

가족

اِمو

خاله

이모

سامچون

عمو

삼촌

وی سامچون

دایی

외삼촌

کومو

عمه

고모

ساچون

دختر ‍‍‍/‍پسر عمو/خاله/دایی/عمه

사촌

سونگ مو

زندایی

숙모

وی سونگ مو

زن عمو

외숙모

میوه ها

تلفظ

معنی

سوُن یو

انار

چلی

البالو

اوُیی

خیار

 

میوه ها

تلفظ

معنی

سوباك

هندوانه

پُك سونگآ

هلو

ساگُوا

 

سیب

ُورِنجي

پرتقال

ملُّون

طالبي

پِ

گلابي كره اي

تالْ گي

توت فرنگي

پايْناپُِل

آناناس

پانانا

موز

پُودُو

انگور

پاپايا

عنبه ي هندي

كام

خرمالو

كيول

نارنگي

چامَ

خربزه

 

کلمات ساده 1

معنی 

 تلفظ

برادر(دوتابرادرپسر به هم دیگه میگن) ‍‍‍

هیونگ

ابجی(برادر به خواهر بزرگترش میگه)

نونا

ابجی(دوتا خواهر به هم دیگه میگن)

اونی

مادر

اٌما

پدر

آپا

پدربزرگ

هرآباجی

مادربزرگ

هرآمونی

بزرگتر(ارشد)

سونبه

مرد مسن(اصطلاحه)

آجوشی

زن مسن(اصطلاحه)

اجوما

خانوم جوان (اصطلاحه)

اگاشی

زن

یوجا

مرد

نامجا

دوست

چینگو

غذا

پَم

بخور

مُقو

گشنمه

پِگوپایو

سیرم

پِبولایو

خوشگله

یِپودا

نمیخوام

شی رو

ای خدا

آی گو

باشه

کًیره(ی تلفظ نمیشه)